جستجو :     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۸ را سال «رونق تولید» نامگذاری کردند.
 
ده نکته کلیدی در تحقق اقتصاد مقاومتی


کلمات کلیدی ماشینی : اقتصاد، تحقق اقتصاد مقاومت، اقتصاد مقاومت، زمینه تحقق اقتصاد مقاومت، لقمه حرام، نکته کلیدی در تحقق اقتصاد، عرصه اقتصاد مقاومت،


نکته اول،

برای شناخت بسترها و زمینه های تحقق اقتصاد مقاومتی، ابتدا باید به آسیب شناسی اقتصاد کشور و موانع و نیازمندی های تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخت. اولین نیاز این است که مرکزیت و محوریتی برای فعالیت در عرصه اقتصاد مقاومتی داشته باشیم. فعالان این عرصه باید بتوانند اطلاعات و دستاوردهای خود را در جایی به اشتراک بگذارند. فرماندهی هوشمند و متمرکزی برای هدایت فعالیت های این حوزه و شناسایی و آموزش نیروهای مستعد و مناسب برای فعالیت علمی و عملیاتی در این عرصه لازم است. افراد دغدغه مند و مراکز تحقیقاتی و اجرایی که به این موضوع ورود کرده اند، می باید در شبکه ای فعال و مؤثر، از فعالیت های مهم و مسائل جدید مطلع شوند و سامانه ای پویا و هوشمند برای این مسأله وجود داشته باشد. مراکزی چون شورای عالی امنیت ملی که در این موضوع به خوبی وارد شده اند، بایستی با عنایت به مسائل فوق در کمک گرفتن از دیگر نیروها، پویا و چابک باشند.
نکته دوم

آن است که فعالیت در عرصه اقتصاد مقاومتی نیاز به رصد و دیده بانی فضای اقتصادی داخلی و بین المللی و نیز گردآوری آمارهای دقیق و روزآمد دارد. بدون این دو، فعالیت برای تحقق اقتصاد مقاومتی امکان ندارد. ضمناً برای این که به این دو برسیم، به شاخص های بومی نیاز داریم تا میزان مقاومت و آسیب پذیری اقتصادمان را بر اساس آنها شناسایی کنیم و بدانیم این اقتصاد ما تا چه اندازه می تواند در برابر فشارها مقاومت کند و این سد اقتصادی چه میزان فشار را می تواند تحمل کند؟ اقتصاد غربی برای خود شاخص دارد و ما به شاخص های بومی متناسب با مسائل بومی خودمان نیاز داریم؛ کاری که از جوانان ما به خوبی برمی آید.
نکته سوم،

ضرورت طراحی یک الگوی مشخص از شیوه زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی برای عموم مردم و به ویژه برای مدافعان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است. آنهایی که قائل به صحت و صدق ایده اقتصاد مقاومتی هستند ـ یعنی ما ـ چه الگوی مشخصی را برای بدنه ای از مردم ارائه می دهیم که بدانند نیازها و مقتضیات انقلاب چه نوع سبک زندگی را می طلبد؟! ابتدا باید دولت را در سبک اداره امور و سپس مردم را به سبک زندگی متناسب با انقلاب تشویق و رهنمون کرد تا بدین وسیله سبک زندگی متناسب با مقتضیات انقلاب را در جامعه پُررنگ تر کنیم.

وقتی یک شیوه زندگی را بر اساس سه گانه «اعتماد به نفس ملی، روحیه جهادی، و پرهیز از لقمه حرام» طراحی کردیم، می توانیم به کارآمدی آن امیدوار باشیم. توجه به معنویت دینی در این سه گانه نقشی اساسی ایفا می کند. البته طبیعی است که جنگ نظامی برای مردم ملموس و باورپذیرتر باشد، اما جنگ نرم افرازی این گونه نیست؛ بنابراین وجود روحیه جهادی منبعث از آموزه های دینی در آن سبک زندگی بسیار مهم و کلیدی است. در روایات ما این عبارت وجود دارد که اگر کسی در میدان جنگ نبوده باشد یا در دلش حدیث جهاد نخواند، به گونه ای از نفاق زندگی را ترک می کند.

این شور و حماسه زندگی مقاوم و جهادی را باید به عرصه عموم علاقمندان انقلاب بکشانیم تا چهره زندگی را از اتراف و بی تفاوتی بزداییم. این مهم باید در تعلیم و تربیت رسمی و غیر رسمی اقتصادی متناسب با انقلاب اسلامی پیگیری شود و ما باید نظام تعلیم و تربیت اقتصادی خاص خود را برای مقاومت اقتصادی و جهاد اقتصادی، تبیین و طراحی و سپس اجرا کنیم.

بدیهی است اقتصاد مقاومتی بر پایه و اساس سرمایه معنوی افراد و جامعه استوار است. بدون معنویت و سلامت معنوی، مقاومت شکننده است. مثال مهم اقتصادی در این زمینه، «پرهیز از لقمه حرام» است. هر الگویی را که از شیوه زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی ارائه دهید، لقمه حرام آن را بی استفاده و بی فایده می کند. کسی که شکمش از حرام پر باشد، پای هیچ مبارزه و مقاومتی حاضر نخواهد شد. لقمه حرام مانند یک ویروس کشنده و خطرناک است که ایمنی دستگاه تشخیص و عملکرد افراد را به کلی نابود می کند. لذا یکی از اهداف اساسی ما باید این باشد که مسیر لقمه های حرام و میزان آن را در اقتصاد کشورمان بررسی کنیم و سپس با کانون های آن به شدت مقابله نماییم.

اقتصاد مقاومتی ماهیتاً اقتصادی مردمی است. ضروری است که مردم وارد این عرصه شوند تا از ورود رانت خوارها به اقتصاد جلوگیری کنند. اگر ما فضا را برای حضور جوانان مؤمن و خلاّق ایران اسلامی در عرصه اقتصادی فراهم کنیم، قطعاً تحولات مثبتی را در این عرصه شاهد خواهیم بود.
نکته چهارم

عبارت از این است که نظام آموزشی ما متناسب با اقتصاد مقاومتی عمل کند. کارکرد نظام آموزشی آن است که کودکان و نوجوانان و جوانان یک کشور را متناسب با شرایط و نیازهای تاریخی آن برهه تربیت کند؛ اما متأسفانه در کشور ما این اتفاق به خوبی نمی افتد. به یک مثال از عملکرد آمریکا در دشمن سازی اشاره می کنم. وزارت دفاع آمریکا کتابی را در ۴۰۰ صفحه منتشر کرده که موضوعات امنیت ملی آمریکا را در آن برشمرده و توضیح داده است! مخاطبان کتاب هم عموماً معلمان دبیرستان های آمریکا هستند و از آنها خواسته شده تا ضمن بحث های خودشان به این موارد هم اشاره کنند! یعنی آمریکایی که مشکل امنیتی از ناحیه همسایگان خود ندارد و اساساً خود بحران ساز برای دیگران است، با استفاده از نظام آموزش و پرورش کاری می کند که در ذهن جوانان و نوجوانان این کشور همواره دغدغه امنیت اقتصادی و دشمنان اقتصادی مطرح باشد!

حال این سؤال مطرح است که نظام آموزشی ما چه اندازه به دنبال جهادی بارآوردن مخاطبان خویش است و آیا اصلاً فکری برای این دارد که فرزندان این مرز و بوم را جهادگر بار بیاورد؟! ما نیاز داریم که از سطح پیش دبستان برای این مسأله برنامه داشته باشیم. ما به شعر و داستان و کاریکاتورهایی احتیاج داریم که کودکانمان را به این سمت هدایت کنیم. بنابراین توجه به نظام آموزشی و تربیتی در این عرصه بسیار مهم است.
نکته پنجم،

ما به نظام تبلیغاتی هماهنگ و منسجمی احتیاج داریم که بتواند این آموزه ها را از طریق رسانه های رسمی و غیر رسمی مختلف، به خوبی و در بسته بندی های مناسب به مردم عرضه کند؛ همان گونه که در دوران دفاع مقدس به هر حال دستگاه هایی مسئول کاری شبیه این کار بودند و برای آن فکر می کردند. بنابراین ما باید از ظرفیت همایش ها، سخنرانی ها، اینترنت، شبکه های تلویزیونی و رادیویی و حتی مجالس و هیئات مذهبی برای رسیدن به این مقصود استفاده کنیم.
نکته ششم،

امکان واکنش سریع نظام اقتصادی ما در برابر حملات اقتصادی است؛ این که چقدر توان واکنش به کنش ها و حملاتی را داریم که به نظام اقتصادی ما وارد می شود و چقدر می توانیم در این واکنش سریع، استقامت داشته باشیم. اگر بحرانی پیش بیاید، تا چه میزان می توانیم مصارف کشور را پایین بیاوریم؟ مردم تا چه اندازه و در چه مدتی می توانند خود را با این تغییرات هماهنگ کنند؟ قوت های ما در این زمینه می باید تکمیل و ضعف هایمان ترمیم شوند.
نکته هفتم،

ایفای نقش پررنگ مردم در اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی ماهیتاً اقتصادی مردمی است. دوباره به تعاریف ابتدای بحث برمی گردیم؛ اگر قرار باشد ما اقدام به نهادسازی های موازی در اقتصاد مقاومتی کنیم، هیچ لزومی ندارد که این نهادسازی را دولت انجام دهد، بلکه ضروری است که مردم وارد این عرصه شوند تا از ورود رانت خوارها به اقتصاد جلوگیری کنند. الان که بحث تحریم ها و مشکلات مبادله پول مطرح است، نهادهای اقتصادی مردمی و سازمان های مردم نهاد می توانند نقش بسیار پررنگ و تعیین کننده ای داشته باشند. اگر ما فضا را برای حضور جوانان مؤمن و خلاّق ایران اسلامی در عرصه اقتصادی فراهم کنیم، قطعاً تحولات مثبتی را در این عرصه شاهد خواهیم بود.

در زمان جنگ جهانی دوم، اقتصاددان های معروف آمریکا در واحد اقتصادی وزارت دفاع این کشور برنامه ریزی کردند که چگونه می توانند از شرایط موجود و ظرفیت های مردمی برای جنگ استفاده کنند. امروز ما نیاز داریم که یک بار مهارت های مردم خود را کاملاً رصد کنیم تا دریابیم که در روز مبادا مهارت چه کسانی برای این کشور به کار می آید و اگر کسانی چند مهارت دارند، کدام مهارتشان در اولویت استفاده قرار دارد.

به گمان من برای این که عملیات جهاد اقتصادی ما موفق باشد، باید بازیگران اصلی این اقتصاد را نه به صورت کلی، که کاملاً جزیی تعیین کنیم؛ یعنی تقسیم بندی خود را از حالت مردم و مسئولان، به یک تقسیم بندی تخصصی تبدیل کنیم که شامل اساتید دانشگاه، اساتید حوزه، دانشجویان، طلاب، دانش آموزان، معلمان و زنان خانه دار و همه اقشار دیگر بشود.
نکته هشتم،

لزوم توجه و دلجویی و حمایت دولت از فعالان اقتصادی است. اگر دولت در شرایط عادی از فعالان اقتصادی و از کشاورزان و کارگران و کارمندان حمایت کند، آن وقت می تواند انتظار داشته باشد که آنها هم در روز مبادا به کمک کشور بیایند؛ اما اگر دولت آنها را رها کند و به مشکلات آنها اهمیتی ندهد و فقط به فکر خود باشد، دیگر توانی برای مقاومت در این اقشار نمی ماند که بخواهند در روز مبادا مقاومت کنند؛ چنان که حضرت امیرالمؤنین(ع)در نامه شان به مالک اشتر، به این معنا اشاره کرده اند.
نکته نهم،

تحرک دستگاه دیپلماسی کشور برای فعال کردن ظرفیت های بالقوه و فرصت های جهانی در اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی در شبکه ای پویا از اقتصاد جهانی معنادار می شود و کشف و به کارگیری و ساخت ظرفیت این شبکه برعهده ماست. جهانی شدن اقتصاد موجب شده تا مقاومت اقتصادی نیز تعاریف جدید به خود بگیرد؛ لذا ما نیازمند بازیگرانی خاص در عرصه اقتصاد جهانی و بازی در لایه های مختلف آشکار و پنهان آن هستیم. همچنین لازم است تا گردآوری و استفاده از تجارب اقتصادی دیگر کشورها در زمینه های مشابه را مجدانه پیگیری کنیم. به هر حال ممکن است هر کشوری در یک برهه ای با مشکلات اقتصادی مواجه بوده باشد؛ اگر دستگاه دیپلماسی کشور این تجربیات را گردآوری کند و در اختیار فعالان و محققان اقتصادی بگذارد، این مسأله برای اقتصاد کشور بسیار راهگشا خواهد بود.
نکته دهم،

لزوم تبدیل بحث اقتصاد مقاومتی به گفتمان رایج در دانشگاه ها، مراکز علمی و مجامع مذهبی است. همین صحبت کردن و گفت وگو پیرامون این موضوع و توجه به ابعاد مختلف آن، در سرعت حرکت به سمت تحقق اقتصاد مقاومتی تأثیری بسزا خواهد داشت. این مسأله باید در کلاس های درس و پروژه های علمی از محققان و نخبگان خواسته شود و از سوی استادان اقتصاد که درد دین دارند یا حداقل آزاده و میهن دوست هستند، جدی گرفته شود.

مجموعه این مطالب، درآمدی بود بر مسأله اقتصاد مقاومتی برای آغاز بحث های علمی. البته مطالب هر بند نیازمند تفصیل و نقشه راهی مشروح است که با پیگیری دستگاه های مسئول در هر بخش، ان شاالله ادامه می یابد.

----------------------------------------

[*]. استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع).



http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5211/7596/94879

 

   
 
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
پژوهشها  
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها 
متون اسلامی  
 ضرب المثل‌ها  
   پايگاههاي پژوهشي  
نشستها  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
 
1. الامام علي (ع): تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ، فَاِنَّ لَکُمْ فيها غِنيً عَمّا في اَيْدِي النّاسِ وَ اِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُحْتَرِفَ الْاَمينَ.
امام علي عليه‌السلام فرمود: به کارهاي تجاري بپردازيد که بازرگاني، شما را از مال ديگران بي‌نياز مي‌کند. خداوند پيشه‌ور درستکار را دوست دارد.
(وسايل الشيعه، ج 22)
و..
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صداوسيما است.