جستجو :     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۸ را سال «رونق تولید» نامگذاری کردند.
 
در گفت و شنفتی با حجت الاسلام و المسلمین دکتر مصباحی مقدم

کلمات کلیدی ماشینی : اقتصاد، دانش، اقتصاد مقاومت، نفت، تورم، رشد، اقتصادی، نقدینگی، تولید،



اشاره

حجت الاسلام و المسلمین دکتر غلامرضا مصباحی مقدم، اقتصاددانی است که بیش از 35 سال در زمینه اقتصاد، به ویژه اقتصاد اسلامی، پول و بانک و توسعه اقتصادی، تحصیل، تدریس، پژوهش، تالیف، سخنرانی، راهنمایی و مشاوره و داوری در زمینه پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری، فعالیت داشته است. وی هم اکنون عضو هیئت تحریریه تعدادی از مجلات معتبر علمی - پژوهشی اقتصادی و عضو دو انجمن علمی اقتصادی، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. مدیریت گروه های اقتصادی تعدادی از مراکز دانشگاهی و نیز ریاست کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم، از دیگر سوابق علمی و اقتصادی ایشان است.

حاصل این سوابق علمی در زمینه اقتصاد و اقتصاد اسلامی، انتشار بیش از 8 عنوان کتاب(از جمله: درآمدی بر اقتصاد اسلامی، مبانی اقتصاد اسلامی، کلیاتی از اقتصاد اسلامی، مجموعه مقالات اقتصادی)، بیش از 30 مقاله علمی، راهنمایی و مشاوره حدود 70 پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری و تدریس سه دهه ای در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس، علامه طباطبایی، امام صادق(ع)و موسسه عالی آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) قم و طراحی و اجرای دو دوره دکترای اقتصاد اسلامی و فقه الاقتصاد بوده است.

پیرو اعلام «اقتصاد مقاومتی» به عنوان سیاست جدید اقتصادی کشور توسط مقام معظم رهبری، گفت و شنفتی در این باره با حجت الاسلام و المسلمین دکتر مصباحی مقدم داشتیم که در تقدیم شما فرهیختگان می شود.

معارف

در ابتدا از عنایت شما به نشریه معارف سپاسگزارم و امیدوارم که گفتگوی مفیدی منعقد شود. چنانکه مستحضرید رهبر معظم انقلاب سال گذشته را «سال جهاد اقتصادی» نامیدند. امسال نیز از سوی ایشان به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نام گذاری شد. معظم له در دیدار اخیر خود با کارآفرینان برتر و فعالان اقتصادی(8/5/91)، سیاست «اقتصاد مقاومتی» را مطرح کردند و آن را راه عبور از مقطع سرنوشت ساز کنونی برشمردند.

از آنجا که ابتدا باید «اقتصاد مقاومتی» به درستی تعریف و تبیین و سپس سیاست گذاری شود، با توجه به بیانات معظم له در دیدار دانشجویان (17/5/91) که فرمودند: «اقتصاد مقاومتی... یک فکر است، یک مطالبه عمومی است. شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهی، همین ایده اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید.» تعریف و تبیین شما از «اقتصاد مقاومتی» چیست و ویژگی ها و شاخص های اصلی آن را چه می دانید؟

من هم از شما که از راه دور تشریف آوردید و به زحمت افتادید، تشکر می کنم.

اقتصاد مقاومتی در شرایطی مطرح می شود که یک کشور، یک ملت، یا یک گروه و مجموعه از ناحیه دشمنان خود مورد تعرض اقتصادی قرار بگیرد. «مِنْ قُوَّة» در آیة شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/60) اطلاق دارد و نشان دهندة این است که برای مقابله با دشمن باید از هر نیرویی استفاده کرد. آنچه که ابتدا به ذهن مخاطب می رسد این است که این نیرو، نیروی نظامی باشد، ولی «مِنْ قُوَّة» حکایت از این می کند که هر نیرویی است؛ چون گاهی جنگ اقتصادی است، گاهی تبلیغاتی، گاهی سیاسی و.... امروز ما با تشدید تحریم ها، در صحنه یک جنگ اقتصادی قرار گرفته ایم.

سال گذشته را هم مقام معظم رهبری سال «جهاد اقتصادی» اعلام کردند؛ البته به سال های قبلش هم که برگردیم، شعارهای سال حکایت از این دارد که ما داریم به سمت یک وضعیت اقتصادی می رویم؛ که باید بر منابع، ظرفیت ها و توانایی های خودمان تکیه کنیم. تأکید بر همت مضاعف و کار مضاعف، تأکید بر اصلاح الگوی مصرف، تأکید بر مبارزه با اسراف و تبذیر در سال های اخیر، نشان دهنده این حقیقت است. البته بعضی از این شعارها شاید فارغ از پیش بینی یک جنگ اقتصادی است، اما دیگر شعار «جهاد اقتصادی» خیلی شفاف است که ما یک جنگ اقتصادی در پیش داریم. البته باید دولت مردان و مسئولان کشور از خیلی جلوتر به فکر چنین وضعیتی می افتادند و اقتصاد مقاومتی را پایه ریزی می کردند. به خاطر دارم سال 1384 درآمد نفت یکباره افزایش پیدا کرده بود و دولت محترم در پی این بود که هر چه بیشتر از درآمدهای ناشی از نفت استفاده کند. همان وقت ما اشاره کردیم که اتکای بیشتر بر درآمد نفت نه تنها هنر نیست بلکه زیانبار است؛ چون این درآمدی است که از بیرون سیستم اقتصادی به آن تزریق می شود و درآمدی که از بیرون به سیستم تزریق شود اثرش، رشد نقدینگی است. از آنجا که پول، پرقدرت است و اگر ظرفیت لازم برای جذبش نباشد، آسیب می زند ـ که متأسفانه این را هم شاهد بودیم ـ شاهد رشد تورم شدیم؛ به گونه ای که تورم در پایان سال 1384 برابر با 3/10%، پایان سال1385 برابر با 18%، و سال 1386برابر با 25% شد و همین طور افزایش پیدا کرد. الان آخرین گزارشی که بانک مرکزی ارائه کرده تورم یک ساله از خرداد سال گذشته تا خرداد امسال 5/22% است. وقتی هم می فهمیم که روند مثبت است یا منفی ـ به معنای اینکه رو به افزایش است یا رو به کاهش ـ که تورم هزینه های تولید کننده را بررسی کنیم. ظاهراً آخرین اخبار و آمار نسبت به هزینه های تولیدکننده، روش کاهشی را نشان می دهد. این جای امیدواری دارد در عین حال که رشد نقدینگی در چهار ماهة اول سال 91 بر خلاف انتظار و بر خلاف معدل سال های گذشته خیلی بالاست؛ این هم یک نقطة نگرانی است. آخرین آمار در این مورد هم رشد 6/7% از آغاز سال تا پایان تیرماه است که نقدینگی رشد کرده است. حال آنکه همین مسئله سال گذشته 7/.% بوده است، یعنی خیلی بالای ده برابر این رشد! و اگر به همین روال پیش برویم خیلی خطرناک است. امیدواریم که دولت و بانک مرکزی به فکر باشند و اجازه ندهند که تا پایان سال دیگر در خوش بینانه ترین شرایط نرخ رشد نقدینگی بالای 20% برود؛ که اگر چنین نشود، تورم بسیار سنگینی را به جامعه تحمیل می کند.

شرایط تورمی، آن شرایطی است که ناخواسته منابع به جای اینکه به سمت تولید هدایت شوند به سمت واسطه گری و دلالی هدایت می شوند؛ چون تولید آن قدر با صرفه نیست که دلالی با صرفه است! در شرایط تورمی که نقدینگی سنگینی به جامعه وارد می شود، این نقدینگی را ظرفیت های تولید نمی تواند جذب کند. البته این انگیزه برای اینکه به این سمت هدایت شود، تنها از ناحیه بنگاه های اقتصادی نیست، بلکه حتی تولید کنندگان هم اگر نقدینگی جدیدی به دستشان بیاید گاهی این گونه است که به جای اینکه به تولید تزریق کنند به واسطه گری تزریق می کنند! چون برگشتش سریع و سودش بالاتر است؛ در حالی که تولید برگشتش کندتر و سودش پایین تر است. در شرایط تورمی، هوس دست یافتن به درآمد زود بازده و شیرین، مانع از این می شود که وجوه به سمت تولید هدایت شود. ما نقدینگی بیشتر را ایجاد می کنیم برای اینکه تولید را بالا ببریم. در شعار دولت مردان گاه می بینیم که می گویند ما می دانستیم تورم داریم، اما نقدینگی را بالا بردیم تا اشتغال ایجاد شود، چون برای ما اشتغال مهم تر از تورم است! در حالی که با این کار نه اشتغال ایجاد می شود و نه تورم مهار می گردد.

گاهی از ناحیه مسئولان اجرایی کشور دیدگاهایی مطرح می شود که غیرعالمانه و غیرکارشناسانه است؛ مثلاً می گویند نقدینگی ربطی به تورم ندارد! این برای کسی که با الفبای اقتصاد آشنا باشد اظهارنظر خیلی عجیبی است. مگر می توان عامل پولی را در تورم نادیده گرفت؟! وقتی که وسایل پرداخت دو برابر شود، بدون اینکه امکانات محصولات تولیدی دو برابر شده باشد، ما نباید شاهد تورم باشیم؟! یعنی پول بیشتر شده و با بیشتر شدن پول رشد تولید افزایش پیدا نکرده، در این صورت تورم قطعی است. این خوش خیالی است که بعضی ها تصور کنند در اقتصاد ایران نقدینگی عامل تورم نیست. تجربه و علم، غیر از این را نشان می دهد. تجربه شده را نباید تجربه کرد؛ زیرا «مَن جرّبَ المُجرّب حَلّت بِها النّدامَة».

با توجه به وضعیتی که داریم: درآمد نفتی ما کاهش پیدا کرده، مشمول تحریم شدید نفتی هستیم، به کشتی های حامل نفت ایران اجازه پهلو گرفتن در بخشی از بنادر دنیا را نمی دهند، کشتی های نفتی ما را بیمه نمی کنند و حتی با پرچم ایران امکان انتقال نفت را نمی دهند، پس در این شرایط سخت چاره چیست؟ آیا دست هایمان را بالا ببریم و اعلام کنیم در مقابل خواسته های نامشروع قدرت های استکباری تسلیم هستیم؟! این با عزت انقلاب اسلامی و با عزت مندی ملت ایران نمی سازد و اگر خدای نکرده بعضی ها تصور کنند باید در مقابل یک چنین فشارهایی کوتاه آمد و تسلیم شد، یقین بدانند که کوتاه آمدن در همین حد متوقف نخواهد شد و این فشارها در این قالب منحصر نخواهد شد. همه سیاستمداران دنیا می دانند که امروز مسئله انرژی هسته ای ایران مسئله روشن و شفافی است و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی هم هیچ گونه انحرافی در غنی سازی اورانیوم در ایران مشاهده نکرده است. گزارش های 16 مرکز پژوهشی و نظریه پردازی در آمریکا هم نشان می دهد که ما هیچ گونه انحرافی از مسیر صلح آمیز و علمی انرژی هسته ای نداریم و برخلاف تبلیغات واهی، به فکر انرژی هسته ای نظامی نیستیم؛ ولی در شعارهایشان مدام تکیه می کنند که ما نخواهیم گذاشت ایران به بمب اتم دست پیدا کند! وقتی نظام جمهوری اسلامی ایران چنین عزم و اراده ای ندارد، این شعار چیزی جز سالوس و فریب افکار عمومی نیست. پس معلوم می شود که اینها هیچ حجتی ندارند؛ و این را ما در بعضی مذاکرات هم که با سیاستمداران اروپایی داشتیم مطرح کردیم و آنها هم قبول دارند و می گویند برای ما روشن است ولی چه کنیم که اتحادیه اروپا تصمیم گرفته تا وقتی که ایران این مسیر را طی می کند ولو اینکه انرژی هسته ای شما صلح آمیز است، ما تحریم را ادامه دهیم! آنها نمی خواهند جمهوری اسلامی ایران از نظر علمی پیشرفت کند چون آنچه که دستاورد ما در این راستا بوده رشد علمی است و دست یافتن به فناوری بسیار پیشرفته در انرژی اتمی، نانو تکنولوژی، لیزر، پزشکی، داروسازی، مسائل دانش هوافضا و دست یافتن به ماهواره، در هر زمینه ای که ما وارد شده ایم از نظر آنها عرصة ممنوعه است. بنابراین کوتاه آمدن ما در مقابل فشارهای بیگانگان، حدّ یقفی نخواهد داشت.

پس با این شرایط و وضعیت اقتصادی کشور، که شما به خوبی آن را تشریح کردید، ما با «اقتصاد مقاومتی» به دنبال چه هستیم؟ با کمک این سیاست جدید اقتصادی چه می خواهیم بکنیم که بدون آن نمی توانستیم؟

اقتصاد مقاومتی به معنای تکیه کردن بر توانایی ها و ظرفیت های داخلی است. همان طوری که مقام معظم رهبری به عنوان شعار امسال، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی»را بیان فرمودند، اینها واژه هایی کاملاً معنادار است. بحث این است که ما باید روی پای خودمان بایستیم و هر گونه وابستگی خود به خارج را قطع کنیم. یکی از این وابستگی ها فروش نفت به خارج است. ما در بودجه، وابسته به فروش نفت هستیم؛ پس به این سمت برویم که وابستگی خود را به فروش نفت خام به خارج قطع کنیم. اگر این اتفاق بیافتد، بزرگترین اهرم اقتصاد مقاومتی به دست ما آمده و بزرگترین حربة دشمن برای تحریم های ما خنثی شده است. علاوه بر این، ما الان برای مواد اولیه بخشی از محصولات کشاورزیمان مثل دامداری و مرغداری و امثال آن، نیازمند واردات مواد اولیه هستیم. این واردات یک نوع وابستگی برای تولید کشاورزی و محصولات دامی و طیور ما ایجاد کرده است! مگر کنجالة سویا یا جو و امثال آن، چیز عجیبی است که ما در داخل نمی توانیم تولید کنیم و باید آن وارد کنیم؟! متأسفانه 90% ما در این جهت وابسته به واردات هستیم! خیلی راحت کشاورزان ما در این جهت می توانند بسیج شوند. تولید سویا نیاز به آب زیاد و زمین پراستعداد ندارد، بیابان ها را می توان سویا کاشت، ظرف حداکثر سه ماه هم محصول می دهد. اگر ما این کار را در داخل انجام دهیم امکان صادراتش را هم خواهیم داشت. جالب این است که کشاورزان گندم کار و جوکار ما می توانند بعد از برداشت محصول خودشان، بلافاصله سویا بکارند و تا کشت بعدی گندم، سویا را برداشت کنند. پس لازم نیست نفت خام بدهیم و سویا بگیریم! این یکی از آن پاشنه آشیل هایی است که خودمان با دست خودمان ایجاد کرده ایم.

یکی از کارشناسان گزارش بسیار امیدبخشی از بخش کشاورزی ارائه کرده است؛ این گزارش حکایت از این دارد که در بخش کشاورزی با اینکه سرزمین ایران یک سرزمین نیمه خشک و کم آب تلقی می شود، امکان تأمین مواد غذایی برای سیصد میلیون نفر جمعیت در سال و امکان اشتغال سه میلیون نفر در این بخش، وجود دارد. شما ببینید چه ظرفیتی هست که ما از این ظرفیت بهره برداری مکفی نمی کنیم. کار را بدهیم دست چنین آدمی که این علم و اطلاعات را دارد؛ ـ البته گزارش او مبتنی بر صدها تحقیق بود که در داخل کشور انجام شده و محصول آن به صورت گزارش ها الان بایگانی می شود ـ اگر ما از این ظرفیت استفاده کنیم مثلاً در بخش صنعت مان از ظرفیت های صنعت مان استفاده کنیم ـ که الان صنایع و کارخانه های ما در حدود 30 الی 40% ظرفیت کار می کنند ـ می توانیم این ظرفیت را تا 100% برسانیم آنگاه ببینید که چقدر اشتغال ایجاد می شود و چقدر محصول برای ما پدید می آورد.

مجری این سیاست اقتصادی جدید اعلامی از طرف مقام معظم رهبری یعنی اقتصاد مقاومتی، کیست؟

دولت.

به نظر شما مجریان و تیم اقتصادی کشور، در چهار چوب این گفتمان جدید اقتصادی رهبری، خود را تنظیم می کنند و همگام با آن و در راستای تحقق این سیاست، حرکت خواهند کرد و یا اصطکاک گفتمانی و عملی با آن پیدا نخواهند کرد؟

خداوند تبارک و تعالی در مورد حضرت آدم(ع) فرمود: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا» (طه/115) ما تا به حال که عزمی ندیده ایم؛ البته در شرایط جدید دیگر بحث خواستن و نخواستن نیست بلکه مسئولان و دولتمردان را ناگزیر می کند برای اینکه این وابستگی ها را کاهش بدهیم و از بین ببریم، به صورت جدی عزمی داشته باشند.

آیا همین چند فرمایش اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت رفتن به سمت «اقتصاد مقاومتی» در شرایط فعلی کشور، برای دولت الزام آور است یا باید نهادی قانون گذار مانند مجلس شورای اسلامی و یا مجمع تشخیص مصلحت نظام، آن را به صورت قانون در بیاورد و دولت را ملزم به اجرای این سیاست اقتصادی کند؟

ما معتقدیم جایگاه ولایت فقیه اقتضا می کند که وقتی رهبری رهنمودی را با توجه به رعایت مصالح عمومی، برای نظام می دهند، کفایت می کند که این رهنمود به صورت یک امر یا فرمان الزام آور و قانونی تلقی شود. اما اگر فرض مسئله را بر این بگیریم که چنین برداشتی از این رهنمود نمی شود، مجلس این آمادگی را دارد که آن را در قالب قوانین لازم الاجرا درآورد و به دولت ابلاغ کند. ولی «عزم» چیزی فراتر از این حرف هاست؛ نه نیاز به قانون گذاری دارد، و در نبود آن، در صورتی که قانونگذاری هم شده باشد، لزوماً مبدل به وجود و تحقق آن امر نخواهد شد.

آیا تدوین و اجرای این سیاست جدید اقتصادی، نیازمند تعریف ساختار و تأسیس تشکیلاتی ـ مثل شورای عالی اقتصادـ است و یا به مثابه روحی تازه است که در کالبد جسم فعلی نظام اقتصادی ما، دمیده خواهد شد؟

برداشت ما این است که این فرمایشات اقتصادی رهبری، روحی است که به جامعه و دولت و حاکمیت دمیده می شود؛ البته نه منحصر به دولت است و نه منحصر به حاکمیت، بلکه این انتظار رهبری از همه ملت است. اگر همه ملت شرایط اقتصادی مقاومتی را درک کنند و بدانند که امروز دیگر روزی نیست که مطالباتمان را بالا ببریم، بلکه امروز روزی است که باید کار و عزممان را افزایش دهیم، آن وقت انتظارات خودشان را هم کاهش می دهند.

الان حتی در مجلس گاهی تصمیماتی گرفته می شود که نشان می دهد هنوز این مسئله را جدی نگرفته اند! در شرایطی که درآمد دولت کاهش پیدا کرده، در شرایطی که حتی تحقق بودجه جاری کشور ـ که غالباً نمی شود به آن دست زد و از آن چیزی کم کرد؛ لااقل از حقوق و مزایای حقوق کارمندان دولت نمی شود چیزی کم کرد ـ با سختی روبروست، در این شرایط ایجاد شغل جدید برای دولت خلاف اقتضای شرایط است. در این شرایط انتظار اینکه در قوه قضاییه، مجلس و دولت، ساخت و ساز جدید و عمرانی مفصل و هزینه های گزاف و جلسات تشریفاتی و سفرهای هزینه بر داشته باشیم، نیست. باید قبول کنیم که شرایط جدید با کاهش درآمدها و کاهش درآمدها با کاهش تخصیص ها روبروست. حتی دولت محترم اگر بحث از مهر ماندگار می کند یا می گوید که من می خواهم پروژه هایی را که ناتمام مانده در دورة خودم به پایان برسانم، این را باید متغیری تابع متغیر درآمد قرار دهد؛ یعنی در صورتی که درآمد محقق شود پروژه های مهر ماندگار به پایان برسد نه اینکه بگوید ما این پروژه ها را تمام می کنیم حال می خواهد هر اتفاقی که افتاد بیافتد! یا از هر جا که ممکن باشد این را تأمین مالی می کنیم! اگر بنا را هم بر این بگذاریم که استقراض از بانک مرکزی را بالا ببریم یعنی تورم و رشد نقدینگی بیشتر؛ و رشد پایة پولی بیشتر در چنین شرایطی، آسیب روی آسیب است که شامل حال مردم خواهد شد و باز هم مردم شاهد گرانی های بیشتری خواهند بود. ریشه گرانی ها در همین برداشت های از منابع بانک مرکزی است که معنا و مفهوم ساده آن چاپ پول است؛ و این اتفاق در مسکن مهر و در بعضی موارد دیگر رخ داده است! الان بانک مسکن ما بدهکارترین بانک کشور به بانک مرکزی است! همه اینها نشانه های این است که بدون اینکه منابع لازم باشد، تزریق می کنیم. یا مثلاً یارانه هایی که به خانوارها داده می شود، در سال، چهل هزار میلیارد تومان هزینه برمی دارد و درآمد ناشی از اصلاح قیمت ها 28 هزار میلیارد تومان است؛ این مابه التفاوت 12 هزار میلیارد تومانی از کجا می خواهد تأمین شود؟! اگر در این شرایط وعده کنیم که چون فشارهای تورمی بالا رفته، ما می خواهیم به مردم کمک های بیشتری هم بکنیم، چه مبنای کارشناسی وجود دارد؟! اینها شعارهایی است که باید متوقف شود. با مردم هم باید درست صحبت کرد «انّ الرائدَ لایکذب اهله» (بحار/ج7/ص47/ح31) کسی که جلو افتاده و مردم را پشت سرخودش می کشاند، نباید نسبت به اهل خودش دروغ بگوید. اگر سر راه، دزدانی و سرگردنه گیرانی وجود دارند، نباید اهل کاروان را خام کرد بلکه باید اخطار و اعلام نمود که ما به زودی به یک جمعِ سرگردنه گیر خواهیم رسید، خودتان را برای مقابله با آنها آماده کنید. اگر بنا را بر این بگذاریم که هیچ اتفاقی نیفتاده و بگوییم آرام باشید، مسئله ای نیست، یک نوع فریب افکار عمومی و آنها را خام کردن است. من منکر نیستم که باید به خانواده های کم درآمد جامعه کمک کرد؛ اگر به یکی، دو، سه دهک پایین درآمدی جامعه برسیم و آنها را ازخط فقر بالا بیاوریم بسیار کار عالی است، اما معنایش این نیست که بگوییم به 70، 80% مردم جامعه همچنان می خواهیم یارانه ها بدهیم و یارانه های بیشتری هم می خواهیم بدهیم! این ها چیزهایی است که با اقتصاد مقاومتی نمی سازد.

اینها نتیجه افتراق میان صاحب نظران و تصمیم گیران اقتصادی است. در دیدار اخیر دانشجویان با مقام معظم رهبری، همین گله را جوانان دانشجو کردند و معظم له هم تأیید فرمودند که باید از نخبگان و کارشناسان برجستة اقتصادی و فرهیختگان دانشگاهی کشور در این زمینه استفاده شود.

این بیان حضرتعالی نشان می دهد که با توجه به وظایف حاکمیت، تیم اقتصادی دولت، و وظایفی که مردم در اقتصاد مقاومتی دارند، تحقق این مهم نیازمند یک مرکزیت یا محوریت به عنوان مرکز فرماندهی و نظارت بر حسن اجرای آن دارد. نظر شما در این مورد چیست؟

من معتقدم آن مرکزیت از جنبه هدایت کلی و سیاستگذاری، رهبری است. رهبری باید همچنان این هدایت کلی و سیاست گذاری را داشته باشند و راهبردهای خود را به بدنة اجرایی کشور و سه قوه ابلاغ بفرمایند، تا ما قدم به قدم با رهبری و تدابیر ایشان پیش برویم. اما اگر از این جایگاه فروتر آمدیم، این رئیس جمهور و دولت است که باید در میدان حاضر باشد و این رهنمودها را اجرایی کند و به صورت جدی دنبال نماید و البته چنین حرکتی باید با استفاده از نخبگان صورت بگیرد؛ فراتر از نخبگانی که امروز در دولت مشغول کار هستند یا با دولت به نحوی به عنوان مشاور همکاری دارند. این مهم نیازمند همراهی و همکاری مجلس شورای اسلامی است؛ که اگر بدون آن، حتماً با چالش ها و مشکلاتی روبرو خواهد شد. این همکاری می باید در قالب مشورت ها و جلسات مشترک بین مجلس و دولت باشد. خوشبختانه اخیراً چند هفته ای است که این رویکرد در دولت محترم پدید آمده و کارگروهی مشترک از مجلس و دولت تشکیل شده و بعضی مسائل را مورد توجه قرار داده اند از جمله گرانی ها و منشأ آن و بحث رفع این منشأ و کاهش قیمت محصولات و همین طور کاهش قیمت مواد اولیه ای که منتج به تولید این محصولات می شود. خوشبختانه تصمیمات خوبی درباره ارز نیز گرفته شد.

الان بخشی از ارز در دست مردم است که آن را نگه داشته اند برای روز مبادا! آنها از طرفی این احتمال را می دهند که قیمت ارز بالا برود، پس ارز را نگه می دارند که استفاده کنند و از طرفی با توجه به بالا بودن نرخ تورم می خواهند قدرت خرید خود را در قالب نگهداری ارز حفظ کنند. از طرفی عده ای واسطه و دلال هم در بازار هستند که ارز را به قیمت پایین تری می خرند و در بازار آزاد می فروشند. بعضی از این تقاضاها، تقاضای کاذب است؛ مثل تقاضای دلال ها، تقاضا برای نگهداری ارز جهت حفظ قدرت خرید، تقاضای نگهداری برای روز مبادا! وقتی ارز در یک بازار شفاف عرضه شود و قیمت ها به روز باشد این نرخ متعادل می شود و جلوی رشد منظم قیمت ها را می گیرد و موجب می شود که یک نرخ با ثباتی پدید بیاید. این روشی است که نتیجه رایزنی مشترک مجلس و دولت است که انشاالله اگر رئیس جمهور هم تأیید کند، می تواند مبنا در بورس قرار بگیرد و جلوی بخشی از نگرانی ها و افزایش قیمت ها را بگیرد.

با توجه به فرمایش حضرتعالی که ظهور و ضرورت اقتصاد مقاومتی را در شرایط سخت سیاسی و اقتصادی دانستید، آیا این سیاست یک رویکرد و راهکار موقت و مقطعی در شرایط حساس کشوری و در جهت مهار و مدیریت شوک فعلی اقتصادی است نه یک سیاست اصولی، بنیادین و بلندمدت برای آن؟ یعنی اگر ما از این شرایط عبور کنیم، از «اقتصاد مقاومتی» دست می کشیم؟

تجربه تحریم ها از آغاز پیروزی انقلاب به ما این درس را داده که اگر ما مسیری را طی کردیم، هر چند طی آن مسیر به دلیل شرایط خاص بوده اما حالا بهتر است و باید که آن مسیر را حفظ کنیم و ادامه دهیم. ما بهترین موقعیت نظامی را در شرایط تحریم به دست آورده ایم. اگر ما را تحریم نکرده بودند امروز دارای موشک های زمین به زمین، زمین به هوا، سطح به دریا، کوتاه برد و با برد بلند و غیر آن نبودیم؛ اگر فشارهای بیگانه و بعضی تحریم ها و ممنوعیت ها نبود، ما امروز قدرت فضایی پیدا نمی کردیم. ما امروزه به جایی رسیده ایم که قدرت انتقال موجود زنده به فضا را پیدا کرده ایم؛ زمانی این آرزو دست نایافتنی تلقی می شد. اگر این تحریم ها و فشارها نمی بود ما غنی سازی 5/3% اورانیوم را به 20% نمی رساندیم. در مأموریت ها و گفتگوهایی که در اروپا با طرف های غربی داشتم، گفتند شما چرا غنی سازی 20% دارید؟ گفتم: شما ما را وادار کردید، ما با شما ـ آمریکا و فرانسه ـ پیمان و معاهده داشتیم که میله های سوخت 20% را برای داروسازی تهران تأمین کنید؛ شما به آن پیمانتان وفا نکردید و ما را ناگزیر کردید آن را خودمان تولید کنیم. در اصل قضیه انرژی هسته ای هم شما آلمان ها عامل اصلی آن بودید، با رژیم پهلوی قرارداد بستید که در ایران برای تولید برق، انرژی اتمی را ایجاد کنید. وقتی که انقلاب پیروز شد و حکومتی بر اساس آرای مردم شکل گرفت شما این پروژه را متوقف کردید و ما را وادار نمودید که به سمت غنی سازی اورانیوم برویم؛ اگر شما چنین محدودیتی را برای ما ایجاد نمی کردید ما نمی رفتیم.

حالا عرض بنده این است در شرایط حاضر هم اگر ما رویکرد اقتصاد مقاومتی را دنبال کنیم حتماً امر موقتی نخواهد بود بلکه نتایج شیرینی دارد که به صورت یک قاعده مستمر استمرار پیدا می کند. این سیاست، وابستگی بودجه ما را به نفت از بین می برد؛ این آرزوی بیش از 50 ساله کشور و ملت ایران است، زیرا در سال1330 در شعارهای دولت مصدق اقتصاد بدون نفت مطرح می شود. از آن زمان تا کنون که شصت سال گذشته است این شعار، حالت آرزو داشته و این آرزو امروز قابل تحقق است. اگر اقتصادی را بنیان گذاشتیم که اتکای آن را به نفت به صفر رساندیم، بهترین دستاوردی خواهد بود که برای همیشه قابل استفاده است؛ آن وقت درآمدهای نفتی ما قابل ذخیره کردن است و صرفاً برای پایه ریزی های یک اقتصاد پویا، زنده و پرتحرک و برای «اقتصاد دانش بنیان» به کار گرفته می شود. در آن صورت است که غرب هر کاری بکند، دیگر هیچ اهرمی برای تحریم بر ضد ما نخواهد داشت.

این سیاست جدید اقتصادی می تواند آسیب های محتملی در پی داشته باشد؛ مثلاً نتایج یک نظام اقتصادی بسته را بر ما تحمیل کند؟ آیا این خوف را نباید داشت؟

باید مواظب باشیم و حتماً باید از اقتصاد بسته پرهیز کنیم.

یعنی باید آسیب شناسی و ارزیابی های مستمری در ضمن اجرای این سیاست از روند آن داشت؟

بله، مراد از کاهش اتکاء به بیگانه، اصلاً به معنای ایجاد یک اقتصاد بسته نیست. ما باید مبادی واردات و صادرات را متنوع کنیم. ما نمی توانیم در یک جزیره مستقل و بی ارتباط با پیرامون خود زندگی کنیم. یک وقت هست که ما از روی نیاز دستمان را به سوی بیگانه دراز می کنیم و یک وقت دیگر از سر استغنا، اقدام به مبادله تولیدات می کنیم. در مرحلة بعد مبادله ما مبادلة محصولات دانش و فنآوری هایی است که کشور ایران جزو تولیدکنندگان و صادرکنندگان آن شده است. مگر امروز ژاپن یک کشور منزوی است؟! او یک کشور قدرتمند اقتصادی است که با جهان هم مبادله دارد، اما مبادلة محصول فیزیکی اش خیلی کاهش پیدا کرده و مبادله فناوری هایش رشد و افزایش یافته و از این طریق دارد اقتصاد خودش را تأمین می کند. بنابراین اقتصاد مقاومتی هرگز به معنای یک اقتصاد بسته نیست. اصولاً اقتصاد بسته، اقتصادی است که رشد و پویای اش قابل دوام نخواهد بود.

اگر «اقتصاد مقاومتی» را به «مقاومت اقتصادی» تعریف کنیم، آیا این تعریف جامعی می تواند باشد؟ به عبارت دیگر جنبه های سلبی موضوع مدّ نظر است یا جنبه های مثبت و ایجابی آن؟

اقتصاد مقاومتی دو بعدی است؛ هم ناظر به جنبه های سلبی است، هم ناظر به جنبه های اثباتی. یعنی هم می خواهد بگوید در مقابل فشارهای دشمن باید بایستیم و اجازه ندهیم که خواسته های او بر ما تحمیل شود، هم می گوید باید راه هایی را دنبال کنیم که اقتصاد ما اقتصادی باشد که روی پای خودش بایستد و پویا و متحرک باشد و بتواند دائماً هر گونه مانعی را که بر سر راه رشدش واقع می شود، پس بزند.

وظیفه فرهیختگان دانشگاهی و مشخصاً اساتید و گروه های معارف و مبلغان دانشگاه ها در رابطه با تحقق منویات رهبری در رابطه با «اقتصاد مقاومتی» چیست؟

اساتید و دانشجویان ما به این بسنده نکنند که مطالبی را صرفاً ارائه دهند یا بخوانند، حفظ کنند و هنگام آزمون بپرسند یا پاسخ دهند؛ البته دانشگاه ها، اساتید و دانشجویان ما نشان داده اند که در این مسیر به سرعت حرکت کرده اند و امروز روزی است که سعی آنها بر نوآوری است. نوآوری حرف اول را در دانش می زند. تعبیری در مورد دانش هست و آن گسترش مرزهای دانش است؛ یعنی هر رشته ای از رشته های علمی را که در نظر بگیرید، مرزهایی دارد که تاکنون این مرزها پیشرفته و افق های جدیدی در مقابلش وجود دارد که باید به آن افق های جدید برسند. دانشگاهیان مرزهای دانش را باز کنند؛ مطالعات بین رشته ای، حتی مطالعات مربوط به رشته های فنی و مهندسی و علوم انسانی و ارتباط بین آنها را پیگیری کنند. مطالعات میان رشته ای امروز در دنیا مشتری دارد؛ همین هاست که دانش های جدیدی را برای ما به وجود می آورد. ولی مرحلة مهمتر این است که این دانش ها تبدیل به «فناوری» شود؛ یعنی ما باید بتوانیم از این دانش ها فناوری نوینی را خلق و ابداع کنیم و سپس این فناوری ها را تبدیل به محصول کنیم. در ادامه آن محصول به دست آمده باید «تجاری سازی» شود. ما باید خود دانش را تجاری کنیم؛ یعنی علمی را که به دست آورده ایم اشاعه دهیم و به دنیا عرضه کنیم. کشورهای کشورهای جهان سوم اطراف ما که خودشان را برای به دست آوردن دانش نوین ناگزیر می بینند، نخبگان و دانشجویانشان را به غرب می فرستند؛ آنها دنبال مراکزی می گردند که جایگزین غرب شود، به دلیل اینکه گاهی همین ها احساس می کنند در تحصیلات خودشان در غرب مورد تحقیر قرار می گیرند. گاهی در غرب بعضی از دانش ها را از آنها دریغ می کنند و مانع بر سر راه تحصیل آنها در بعضی رشته ها می شوند. گذشته چندین دهة غرب نشان می دهد اگر دانشجو از کشورهای جهان سوم می پذیرد در حد کارشناس آنها را تربیت می کند، نه در حد و اندازه متفکر! اگر هم متفکر تربیت کند، متفکری تربیت می کند که جزء چرخة خودش قرار بگیرد! شما الان نخبگان جهان سوم را در کشورهای پیشرفته می بینید؛ اتفاقاً از نظر رشد مغزی و سطح IQ فرزندان کشورهای غربی افت کرده اند و غالباً این اندیشمندان کشورهای جهان سوم اند که چرخه علمی کشورهای پیشرفته را به چرخش کشانده اند.

پس ما می توانیم محصولات دانش خود را تجاری سازی کنیم و مشتریان گسترده ای را از همین کشورهای اطراف خود ـ مانند کشورهای آسیای دور و میانه ـ جذب کنیم. ظرفیت این کار را داریم؛ البته باید ظرفیت سازی های جدیدی هم بکنیم. ما امروز در علوم پیراپزشکی، داروسازی و تولیدات نظامی در منطقه حرف اول را می زنیم. ما که قدرت ساخت زیردریایی، هواپیما، فضاپیما و کشتی نفت کش غول پیکر را داریم بنابراین معلوم است که چنین ظرفیتی وجود دارد که بسط و گسترش پیدا کند و صاحبان استعدادهای درخشان کشورهای منطقه را جذب کنیم و این دانش ها را به واسطه آنها به کشورهای خودشان منتقل کنیم.

آیا برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران می تواند در بی تأثیرسازی و یا حتی شکست برخی از تحریم های غربی بر ضد ما مؤثر باشد؟ به چه نحو؟

سعی دشمنان نظام جمهوری اسلامی بر منزوی کردن ایران است. این انزوا هم از نظر سیاسی، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر رسانه ای و افکار عمومی، به دنیا این گونه القا می کنند که ایران کشوری است که در اثر این گونه مقاومت ها، عقب مانده و مخروبه شده است؛ به شکلی که از نظر سیاسی تک صدایی و از نظر رفاهی در یک وضعیت وخیم قرار دارد! اینکه نمایندگان تعداد زیادی از کشورها به عنوان اعضای جنبش غیرمتعهدها به ایران بیایند، همراهشان رسانه هایشان هم می آیند و وضعیت کشور ما را زیر ذره بین خودشان می گیرند و منتقل می کنند. خود این به معنی شکستن رویکرد و اهداف دشمن است. علاوه بر این آنچه که در یک چنین نشست هایی اثرگذار است، قطعنامه و بیانیه نهایی است که ارائه می کنند؛ این که چه عناصری در آن قطعنامه گنجانده شود، این خیلی مهم است. این مهم از آنجا که میزبان، جمهوری اسلامی است، قابل تحقق است. الان تمام همت غرب و رسانه های آنها این است که سطح مشارکت این نشست را پایین بیاورند؛ چون واهمه دارند اگر این نشست یک نشست باشکوه باشد، حتما تأثیرگذار خواهد بود. این تأثیرش را روی اراده جمعی کشورهای شرکت کننده می گذارد. البته این کشورها غالباً نشان داده اند که از موضع بر حق جمهوری اسلامی حمایت می کنند ولی حمایت در یک بیانیه متفاوت است از اینکه در اراده و تصمیم آنها هم این حمایت مشاهده شود. حتماً اگر سران کشورها در این نشست حضور پیدا کنند، همین که اقتصاد شکوفای نظام جمهوری اسلامی را ببینید، وضعیت مردم سالاری در ایران را مشاهده کنند، در اراده آنها و در همکاری های آنها با ما تأثیر می گذارد. اگر بتواند در قطعنامه پایانی مطالبی گنجانده شود که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به صورت یک ر أی ـ به صورت مصوبه ـ در بیاید، و پست هایی را به نام جنبش غیرمتعهد ها در شورای امنیت بگیرند، مثلاً یک حق رأی دائمی در شورای امنیت بگیرند، این بسیار مهم است. اگر چنین اتفاق بیافتد شما یقین بدانید بسیاری از آن اعمال زورها و قلدرهایی که صاحبان حق وتو در شورای امنیت دارند، خنثی می شود و از بین خواهد رفت. البته من انتظارم را خیلی بالا نمی برم ولی اگر به آن سمت حرکت کنیم، بسیار خوب است.

آیا اعلام سیاست «اقتصاد مقاومتی» از یک سو، با تشویق مردم به زاد و ولد و استراتژی جدید «رشد جمعیت» از سوی دیگر، هم خوانی دارد؟ آیا موانع و مشکلات مردم و کشور در زمان اعلام سیاست «فرزند کمتر زندگی بهتر» در دهه هفتاد شمسی، اکنون مرتفع شده است؟! به نظر چنین نمی رسد!

سال 1376 که دولت جمهوری اسلامی به سمت کنترل جمعیت رفت، ما در شرایطی بودیم که نرخ رشد جمعیت طبق یک برآورد 2/3% در سال بود و یا طبق یک برآورد دیگر با احتساب مهاجرین 9/3% در سال بود. سیاستگذاری این بود که با آن رشد ممکن بود ما خیلی سریع به جمعیت 120 تا 150 میلیونی برسیم چون نرخ رشد که مثلاً حول 5/3% باشد بازتولیدش خیلی سریع تر و گسترده تر خواهد بود. لذا ما ظرف یکی دو دهه به یک رشد جمعیت عجیب و غریبی رسیدیم آن وقت شعار کنترل جمعیت و تنظیم خانواده سر داده شد.

ایراد آن چه بود؟

در آن زمان، چشم انداز این بود که منابع ما برای رفع نیاز این رشد از جمعیت جهت بهداشت، تحصیل، ازدواج و مسکن آنها فراهم نیست، پس باید ـ ولو موقتاً ـ راهبرد ما این می شد که رشد جمعیت را مهار کنیم.

پس یعنی الآن آن مشکلات مرتفع شده است؟!

امروز دیگر آن مهار و کنترل جمعیتی چنان قوی بوده که ما را به رشد منفی کشانده است. چشم انداز این است که الان رشد 2/1%، نامتوازن دنبال می شود؛ یعنی بعضی مناطق نرخ رشدشان 4% است و بعضی مناطق منهای 1-%! پس می شود گفت اولاً رشد منفی داریم و ثانیاً رشد نامتوازن کرده ایم که این در کشور موجب شده است وضعیتی به وجود بیاید که تعداد افراد مسن ما بر تعداد افراد جوان ما دارد غلبه می کند! پیش بینی این است که خیلی زود به این مرحله پیری برسیم؛ پس باید به موقع توجه کنیم. این بود که رهبری شعار دست یافتن به 150 میلیون نفر جمعیت را دنبال می کند.

اما این که آیا این سیاست با «اقتصاد مقاومتی» سازگار است یا ناسازگار نیست؟ اتفاقاً من به نظرم سازگار است ولی مشکل از این است که توزیع درآمد نیست! اگر توزیع درآمد درست باشد، ما مشکلی نداریم. مگر نه این است که آنچه عناصر اصلی پیدایش این مقاومت اقتصادی را تشکیل می دهد، نسل جوان هستند؛ به ویژه از جهت علمی که کافی است دانشمندان هسته ای مان را نگاه کنید، سن و سال اینها چقدر است؟! همین مسئله در نانوتکنولوژی، تکنولوژی دارویی، پزشکی و رشته های دیگر ما هم هست. این جوانان متدین ما هستند که پیشگام این انرژی های نو، تکنولوژی های نو و فناوری های نو هستند. راه مقاومت را می توانیم ادامه دهیم چون ایرانی ها اثبات کرده اند که از نظر درجة هوش ذهنی بالاتر از میانگین جهانی هستند.

آیا این مطلب جایی هم ثبت شده است؟

بله این مسئله ثبت جهانی هم شده است. گاهی اوقات دانشمندان غیرایرانی به ایرانی ها نیز این را گفته اند. یکی از استادان دانشگاه شهید بهشتی نقل می کرد که با یک پروفسور چینی در نشستی علمی بین المللی روبرو شد. آن پروفسور گفته بود که چین از نظر IQ زیر میانگین جهانی و ایران از نظر IQ بالاتر از میانگین جهانی است، اما چه اتفاقی افتاده که ما داریم رشد می کنیم و شما ایرانیان از این رشد برخوردار نیستید؟! او خود پاسخ داده بود که چون ما کارهایمان جمعی است ولی شما کارهایتان فردی است! ما در چین آنچه را که از مقالات علمی، توسط هر کدام از پژوهشگران تهیه می شود، در آکادمی های علمی خود برای 50 نفر ارائه می کنیم تا آن 50 نفر دیگر نیز روی یک مقاله کار کنند و ضعف های آن مقاله را از بین ببرند، اما شما هر کدامتان مقاله تان را ارائه می کنید و کاری هم به مقالات دیگر ندارید!

این نکته را در حاشیه عرض کنم که با نگاهی به نتایج ایران از المپیک 2.12 لندن، درمی یابیم ما هر چه موفقیت داشته ایم در ورزش های انفرادی بوده است! اتفاقاً یکی از شبکه های سیما، نظرسنجی پیامکی ای گذاشته و از مردم خواسته بود علت اینکه ما در ورزش های جمعی موفق نیستیم را برشمارند. یکی از گزینه های این نظرسنجی، «روحیه ایرانی» بود. اتفاقاً عدة زیادی از مردم به همین گزینه رأی دادند! حقیقتاً باید روحیه ما ایرانیان آسیب شناسی شود.

بله این را باید آسیب شناسی و اصلاح کرد؛ یعنی ما باید جامعه پذیری را در کودکانمان شکل بدهیم و کار جمعی را به آنها آموزش دهیم و آنها را بر اساس کار جمعی تربیت کنیم. امیرالمؤمنین(ع) خطاب به یاران خود می فرمایند: «لقد اعجبنی اجتماع هولاء علی باطنهم و تفرقکم عن حقکم؛ این مرا به شگفتی انداخته که آنها (یاران معاویه) بر باطلشان مجتمعند (یعنی دست به یکی هستند) و شما در حقتان از هم جدا هستید». که حضرت همانجا آرزو می کند ای کاش به جای ده نفر از شما یک نفر از آنها را می داشتم که در باطل خودشان عزم جزم دارند ولی شما در حق خودتان سست هستید. ما باید این نکات روان شناختی را در دستور کار خودمان نسبت به تربیت نسل نوجوان و جوانمان قرار دهیم و کاری کنیم که کار جمعی در آنها تقویت شود.

با تشکیل مجلس دانش آموزی در ایران، یک قدم در این راستا برداشته شده است؛ البته بیشتر تشریفاتی است و ایده این بوده است که کار جمعی را به بچه هایمان بیاموزیم. اصل ایده، ایدة خوبی است ولی باید این را در همه کارها گسترش داد. جالب است که در ژاپن، مستخدم مدرسه وجود ندارد و مدرسه را معلم و دانش آموزان اداره و تنظیف می کنند. یعنی به صورت جمعی تقسیم کار بین خودشان دارند. این هم در مورد برخی از مدارس و دانش آموزان ما دارد اتفاق می افتد و الان چند سالی است که در تابستان بسیج دانش آموزی دست به رسیدگی به مدرسه ها می زند، ولی این طور نیست که نهادینه و فرهنگ شده باشد. کار جمعی را باید اصالت داد. کار جمعی برکاتش خیلی زیاد است و یک حالت هم افزایی دارد.

آیا تجدید نظر در سیاست تنظیم خانواده ولو به بهانه جلوگیری از سیر نزولی نرخ جمعیت، نیازمند بسترسازی و آماده سازی های رفاهی و اقتصادی نیست؟! آیا تجدید نظر و تغییر در سیاست تنظیم خانواده باید فوری و انفجاری باشد چنانکه به فاصله چند روز پس از اعلام رهبری معظم انقلاب، با اعلام وزارت آموزش عالی، «درس تنظیم خانواده» در نظام آموزش عالی جای خود را به «شکوه همسرداری» داد؟!

به نظر من اینها اقدامات شتابزده است. ما می باید تغییر رویکردمان را کاملاً کارشناسانه و عالمانه دنبال کنیم. دولت محترم دو، سه سال قبل اعلام کرد که به هر نوزادی یک میلیون تومان تخصیص می دهد که به عنوان حساب سپردة بلند مدت و ذخیره بلند مدت او باشد! این از آن تصمیمات شتابزده بود. ما در مجلس مخالفت کردیم؛ البته ما با اصل رویکرد موافق بودیم ولی با روش رویکرد آن مخالف بودیم. در مجلس هم مخالفت کردیم و منابعی هم به این کار اختصاص ندادیم برای همین هم پرداختی صورت نگرفت. رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دعوت کرد و گفت: حرف شما چیست؟ گفتم: وقتی اعلام می کنید که به هر نوزادی یک میلیون تومان تعلق می گیرد آن خانواده ای که چهل و یکمین فرزندش متولد شده می رود سراغ چهار فرزند دیگر، و چهل و پنجمینش را سال آینده تحویل می دهد و چهار، پنج میلیون تومان دریافت می کند! اما خانواده ای که یک فرزند بیشتر ندارد و از نظر فرهنگی هم آمادگی ندارد که فرزند دوم یا سوم را به جامعه ارائه کند، چه؟! شما باید کاری کنید که بحث تنظیم خانواده اینجا هم معنادار باشد، باید کاری کنیم آنهایی که فرزند ندارند تشویق شوند که فرزند داشته باشند، به آنهایی که بی دلیل ازدواجشان را به تأخیر می اندازند کمک کنیم که ازدواجشان را جلو بیاندازند، آنهایی که یک فرزند دارند تشویق کنیم دومی اش را داشته باشند، آنهایی که دو تا فرزند دارند تشویق کنیم سومی اش را داشته باشند؛ تا یک توازن جمعیت از نظر جغرافیایی بین مناطق مختلف کشور صورت بگیرد. روستاهای ما دارد خالی می شود، تشویق جمعیت روستایی بهتر از تشویق جمعیت شهرهای بزرگ است. باید کاری کنیم که مهاجرت معکوس رخ بدهد؛ یعنی از شهر بروند در روستا زندگی کنند. برای تحقق این منظور باید روستا را به مدل شهر در بیاوریم که امکانات شهری در اختیار روستاییان باشد. این مسئله را بدون برنامه ریزی دنبال نکنیم که رشد جمعیت به هر شکلی افزایش پیدا کند. این می باید جهت دهی و برنامه ریزی شده باشد. باید دید کجا تشویق کنیم و کجا تشویق نکنیم. بعضی جاها تشویق واقعاً مفید نیست؛ خانواده های فقیر و ضعیفی هستند که اگر تشویق شوند به رشد جمعیت، الان با هفت سر عائله زندگی می کنند، فردا با ده سر عائله زندگی خواهند کرد! حال که قدرت تأمین مالی این هفت نفر را ندارند، فردا قدرت مالی تأمین ده نفر را به طریق اولی نخواهد داشت. اول توانمندسازی کنیم بعداً رشد باروری را دنبال کنیم. اینها نکاتی است که نیازمند کار کارشناسی و برنامه ریزی دقیق و حساب شده است.

تنظیم خانواده اصلش کار معقولی است؛ اینکه یک خانواده در چه سنینی بچه داشته باشد، در چه سنینی نداشته باشد! تنظیم به معنای این است که زمان بندی شود که زاد و ولد چگونه رخ بدهد که بتوانند به بچه و تربیت و آموزش او برسند و اینکه از نظر خدمات هم بتوانند خدامات لازم، عمومی و ویژه بهداشت و آموزش و سپس ازدواج، مسکن و اشتغال و امثال اینها را به آنها برسانند.

ضمن تشکر از حضرتعالی، اگر نکته پایانی و توصیه ای به مخاطبان نشریه معارف دارید، بفرمایید.

من معتقدم که اساتید معارف اسلامی در دانشگاه ها از منظر دینی و مذهبی نزدیک ترین افراد تأثیرگذار بر روی دانشجویان هستند. با توجه به این جایگاه، باید ایشان اطلاعات و معلومات خودشان را در حوزه مباحث اقتصادی مانند اقتصاد مقاومتی، یا بحث کنترل جمعیت و بحث اقتصاد دانش بینان، خیلی بالا ببرند؛ چون اینها بر روی دانشجویان تأثیرگذار هستند. البته دیگر اساتید نیز این اثر را دارند و در معرض سؤالات هستند. این گسترش اطلاعات آنها در این زمینه ها موجب می شود که به زبان جدیدی با دانشجویان روبرو شوند و جاذبه آنها هم افزایش پیدا کند. در این زمان و این قالب مفاهیم و این اطلاعات، انتقال دین و ارزش ها و آموزه های دینی بسیار راحت تر صورت می گیرد و دانشجو جذب می شود. اینگونه معلومات و اطلاعات اگر افزایش پیدا کند، بهترین و بیشترین تأثیرگذاری را خواهند گذاشت. همه اساتید دانشگاه ها در این زمینه وظیفه و مسئولیت دارند و تأثیر گذار خواهند بود اما اساتید معارف اسلامی با استفاده از معارف دینی و آنچه که در کتاب و سنت آمده و در این زمینه ها نوشته شده و می توانند مورد استفاده این اساتید محترم قرار بگیرد، با داشتن یک سری اطلاعات و زبان مناسب مخاطبان، می توانند آنها را تحت تأثیر آموزش و تربیت خودشان قرار دهند. استادان معارف می توانند نسل آیندة ما را یک نسل با درک و فهم بهتر از اسلام و ارزش های اسلامی در بیاورند و قدرت مقاومت را در آنها بالا ببرند. یکی از چیزهایی که واقعاً نگران کننده است ـ هرچند الان کاهش پیدا کرده ـ روحیه الگوپذیری از غرب است که این ما را به شدت نگران می کند. چرا باید الگوهای نسل جوان ما غربی ها باشند؟! این به دلیل این است که ارزش های خودشان را خوب نمی دانند، ارزش های اسلامی و ملی خودشان را خوب مطلع نیستند. امروز نام دانشمندان غربی اولین نام هایی است که دانشجویان ما می شنوند و دائماً در مطالعات خودش به کار می برند ولی نام دانشمندان اسلامی به ندرت مطرح می شود! باید کاری کنیم که دانشمندان اسلامی به جوانان ما شناخته شوند و الگو قرار بگیرند. دانشمندان امروز هم به آنها معرفی شوند تا اینکه برای آنها راهنمای رشد و کمال باشند.




http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5211/7596/94880

 

   
 
  صفحه اصلی 
  سخنان رهبري 
اخبار  
مقالات  
پژوهشها  
کتاب‌هاو پایان‌نامه‌ها 
متون اسلامی  
 ضرب المثل‌ها  
   پايگاههاي پژوهشي  
نشستها  
گالری عکس  
ارتباط با ما  
 
 
1. الامام علي (ع): تَعَرَّضُوا لِلتِّجاراتِ، فَاِنَّ لَکُمْ فيها غِنيً عَمّا في اَيْدِي النّاسِ وَ اِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُحْتَرِفَ الْاَمينَ.
امام علي عليه‌السلام فرمود: به کارهاي تجاري بپردازيد که بازرگاني، شما را از مال ديگران بي‌نياز مي‌کند. خداوند پيشه‌ور درستکار را دوست دارد.
(وسايل الشيعه، ج 22)
و..
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صداوسيما است.